جلال الدين السيوطي ( مترجم : قزوينى )

16

الإتقان في علوم القرآن ( فارسى )

و بعضى گفته‌اند : عقل در اعتقاد به حقانيت متشابه آزمايش مىشود همچنان‌كه بدن با اداى عبادت آزمايش مىگردد ، مانند دانشمندى كه وقتى كتابى تصنيف كند ، احيانا در مواردى از آن به اجمال سخن مىراند ، تا مايهء خضوع و فروتنى دانشجو نسبت به استادش بشود ، و مانند پادشاه كه علامتى قرار مىدهد براى هركس كه بخواهد او را از سرّ خود مطّلع سازد . و گويند : اگر عقل كه بالاترين مواضع بدن است آزمايش نمىشد ، هرآينه عالم در ابّهّت علم غوطه‌ور مىماند و به سركشى مىافتاد ، بدين گونه است كه به تذلّل و فروتنى با عزت بندگى انس گرفته مىشود ، و متشابه مورد سر فرود آوردن عقلها و تسليم و انقيادشان نسبت به پروردگارشان مىباشد ، و جاى اعتراف به قصور و ناتوانيشان است ، و در پايان آيه كه خداى تعالى فرموده : ( وَ ما يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ ) تعريض به منحرفين و مدح راسخين در علم است ، يعنى : كسى كه متذكر نشود و موعظه نگيرد تا مخالفت هوى كند ، از صاحبان عقل و خرد نمىباشد ، و از اينجاست كه راسخون گفته‌اند : ( رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا . . . ) پس به خاطر اينكه خداوند علم لدنّى را نازل فرمود براى او خضوع كردند ، پس از آنكه از انحراف نفسانى به او پناه بردند . و خطابى گفته : متشابه بر دو گونه است : يكى اينكه هرگاه به محكم بازگردانده شود و با آن اعتبار گردد معنايش شناخته مىشود ، و ديگر اينكه : راهى براى شناخت حقيقت آن نيست ، و همين‌گونه است كه اهل انحراف از آن پيروى مىكنند و در صدد تأويل آن برمىآيند ، ولى به كنه آن دست نمىيابند ، پس به ترديد افتاده و به فتنه واقع مىشوند . و ابن الحصّار گفته : خداوند آيات قرآن را به محكم و متشابه تقسيم فرموده ، و خبر داده كه محكمات ام‌ّالكتاب هستند ؛ چونكه متشابهات به آنها بازگردانده مىشود ، و همين محكمات هستند كه براى فهميدن مراد خداوند از آفريدگانش در تمام آنچه از آنها خواسته - عبادت و معرفت خودش و تصديق پيامبرانش و امتثال أوامر و دورى از نواهيش - بر آنها اعتماد مىشود ، و به همين جهت است كه أمهات و مادرهاى برنامه‌هاى شرع ناميده شده‌اند ، سپس از كسانى كه انحرافى در دلهايشان هست خبر داد كه آنها از متشابه قرآن پيروى مىكنند ؛ و اين بدان معنى است كه هركس از محكمات يقين نيابد ، و در دلش شك و ترديد باشد ، راحتيش در جستجو كردن از دشواريهاى متشابه مىشود ، و حال آنكه مراد شارع از آنها جلو رفتن براى